کوهستان

گروه کوهنوردی آدینه(آخرین روز هفته وروز خوش)

جمعه28مرداد1390
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
 

حرکت 3صبح دربند-شیرپلاوبازگشت از دره زیبای بزکش


 
 
پنجشنبه 27مرداد1390صعود به دماوند
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
 

سلام
صعود یکروزه به دماوند تاریخ27مرداد90صبح پنجشنبه ساعت 2/5از تهران حرکت وساعت 5/5 به گوسفندسرا رسیدیم هوابر عکس پیشبینی های هوا شناسی بسیار عالی
وخوب بودسرما بحدی بود تا بتواند مخازن آب رادرگوسفند سرا منجمد کندبه سمت بارگاه حرکت کردیم وپس از استراحتی یکساعته صعود رابرای فتح بلندترین قله ی ایران
آغاز کردیم هوای قله بسیار خوب وبدون ابر بود  پس از فتح قله از مسیر شن اسکی ساعت شش بعدازظهر به  بارگاه بازگشتیم وپس از یک ساعت استراحت به سمت گوسفند سرا حرکت ودر نهایت ساعت 10/45به تهران رسیدیم.

در زمان‌های قدیم عده‌ای خود را به قلهٔ دماوند رسانیده بودند. ناصر خسرو در سفرنامه‌اش نوشته‌است که گویند بر سر دماوند چاهی است که نوشادر و کبریت (گوگرد) از آن گیرند صاحب آثار البلاد و اخبار العباد با نقل قولی دست دوم می‌گوید که عده‌ای از اهالی آن نواحی می‌گفته‌اند که در طی پنج روز و پنج شب به قله‌ٔ دماوند رسیده‌اند و قلهٔ آن را مسطح با مساحت صد جریب یافته‌اند گرچه از دور به مخروط می‌ماند اولین صعود موفقیت‌آمیز اروپائیان به قلهٔ دماوند در سال ۱۸۳۷ توسط تیلر تامسن صورت گرفته‌است همچنین نخستین صعود مستند ایرانی به این قله، به سال ۱۸۵۷ باز می‌گردد که تیم سرهنگ محمدصادق‌خان قاجار ارتفاع آن را ۶۶۱۳ ذرع تعیین نمود.
دماوند یک آتشفشان خفته است که امکان فعال شدن مجدد آن وجود دارددر برخی از سال‌ها از جمله سال ۱۳۸۶، دود و بخارهایی از قله خارج شد که برخی از شاهدان آن را گواهی بر فعال شدن این آتشفشان پنداشتند. اما در حقیقت در سال‌های پر بارش، با نفوذ آب به درون قله و برخورد سنگ‌های داغ، جریانی از بخار آب از دهانه قله خارج می‌شود و چنین به نظر می‌رسد که فعالیت‌های آتشفشانی صورت گرفته‌است والبته  ما نیز شاهد حفره ای جدید بودیم.
دماوند در اساطیر ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیت‌های اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیده‌است و ضحاک آنجا زندانی‌است تا آخرالزمان که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شودهنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده می‌شود، ناله‌های هموست
در تاریخ بلعمی محل زیست کیومرث کوه دماوند دانسته شده‌است و گور فرزند وی هم آنجا دانسته شده‌است. با این تفصیل که چون فرزندش کشته شد خداوند چاهی بر سر کوه برآورد و کیومرث فرزند را در چاه فروهشت. بلعمی سپس از مغان نقل کند که کیومرث بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز تا امروز (روزگار بلعمی) ده پانزده بار پرزند و به هوا برشود و از مغان نقل می‌کند که این آتش دیو را از فرزند او دور داردبه گفتهٔ تاریخ بلعمی جمشید به طبرستان به دماوند بود که سپاه ضحاک به وی رسید بنا به روایتی نبرد لشکر فریدون به سپاهسالاری کاوه با ضحاک در حوالی دماوند بوددماوند بار دیگر در گاه پادشاهی منوچهر مطرح می‌شود؛ آرش کمانگیر از فراز آن تیری انداخت تا مرز میان ایران و توران را تعیین کند
بعدها با پا گرفتن اساطیر سامی در ایران برخی شخصیت‌های این اساطیر هم با دماوند ارتباطاتی یافتند. از جمله «عوام [...] معتقدند که سلیمان‌بن داوود، یکی از دیوان را ک«صخر المارد» (سنگ سرکش) نام داشت در آن‌جا زندانی نمود. گویند، بر قلهٔ دماوند، زمین هموار است و از چاهی که بر فراز آن قرار دارد، روشنی بیرون آید.
در اشعار ایرانی معمولاً نام دماوند در ارتباط با اسطورهٔ به بند کشیده شدن ضحاک ظاهر می‌شود. فردوسی در شاهنامه در ابیاتی که داستان به بند کشیده شدن ضحاک توسط فریدون را تصویر می‌کند، چنین سروده‌است
برآن گونه ضحاک را بسته سخت         سوی شیرخوان برد بیدار بخت
   همی راند او را به کوه اندرون           همی خواست کارد سرش را نگون
   بیامد هم آنگه خجسته سروش         به خوبی یکی راز گفتش به گوش
که  این بسته را تا دماوند کوه   .          بِبَر همچنان تازیان بی‌گروه. 

..........


 
 
جمعه 21 مرداد1390
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
 

حرکت دربند-شیرپلا-بزکش-بقایای بهمن بسیار زیبا بودالبته ریواس وگوجه وحشی وتمشکهای بز کش نیز بی نظیر بودندعکسها تقدیم شماود


 
 
آریوبرزن
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
 

آریوبرزن نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند.نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه است
سردار سپاه بزرگ ایران که تا اخرین قطره خون در برابر سپاه اسکند مقدونی ایستادگی کرد و حاضر به تسلیم یا فرار نشد.وی با سپاهش راه را بر اسکندر بست و نگزاشت اسکند حتی یک وجب بهجلو حرکت کند.
آریوبرزن نام سردار بزرگ ایرانی است که فقط به خاطر خیانت یک چوپان وطن فروش به ناملی بانی   که راه کوهستان را به اسکندر نشان داد سپاهش شکست خورد
نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زده اند،به نظر می آید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی یا غرب استان فارس و یا بنا بر برخی روایت ها اطراف شهر ارجان یا آریاگان (بهبهان کنونی) باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لی‌بانی نوشته‌اند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان می‌دهد و اسکندر می تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد. (گفته می شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می کشد). آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی زد و شمار بسیاری از یونانیان را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.
چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده است.
بر پایه یادداشتهای روزانه کالیستنس مورخ رسمی اسکندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه کوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تکاب در کهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده ها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد.

مورخ دربار اسکندر نوشته است که اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار کرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.
نبرد سپاه آریوبرزن شگفت آور بود. آریوبرزن با شمار اندکی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افکند و با اینکه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقه ی سپاه دشمن را بشکافد. او می خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع کند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسکندر که در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند. در کتاب اتیلا نوشته ی لویزدول امده که در اخرین نبرد او اسکندر که از شجاعت او خوشش امده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی اریوبرزن گفته بود:(( شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد.)) اسکندر نیز در جواب او گفته بود:((شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم.)) ولی اریو برزن جواب داده بود:((پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می مانم و انقدر مبارزه میکنم تا بمیرم))واسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.و انها انقدر با تیر و نیزه اورا زدند که یک نقطه ی سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند "به یاد لئونیداس
 تمامی مردم ارجان و جوانان بهبهان تاکنون بارها نام آریوبرزن سردار دلیری که در تنگ پارس یا تکاب امروزی جلوی لشکر عظیم اسکندر گجستک تا دم مرگ ایستاد؛ را می شناسند. ولی واقعا چند درصد از شما عزیزان و بویژه خانمهای ارجان با نام "یوتاب" (Youtab) خواهر آریوبرزن آشنا هستند. این شیرزن ارجانی تا اخرین لحظه مرگ در کنار برادرش جلوی سپاه اسکندر ایستاد و خون پربار و گران مایه اش بر سنگهای سخت تنگ تکاب ریخته شد تا نشان دهد که مردان و زنان ایران و ارجان دوشادوش هم برای مبارزه و نابودی سیاهی و پلیدی از گذشته تا امروز با هم بوده اندhttp://double-faced.mihanblog.com.


 
 
جمعه14 تیرماه1390
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠
 

 

سلام
مسیرحرکت پنجشنبه ساعت 10 از دربند خوابیدن در شیرپلا(کیسه خواب در محوطه)جمعه چشمه نرگس


 
 
نتیجه خشک شدن کامل دریاچه ارومیه
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
 
بارش 10 میلیارد تن نمک، کشور را فرا می‌گیرد
با خشک شدن دریاچه ارومیه زندگی شش میلیون نفر در منطقه به خطر می افتد و ریزگردهایی که اکنون از کشورهای همسایه می‌آیند و کشورما را دچار بحران کرده است این بار به صورت ریزگرد زندگی را در این نواحی نابود خواهند کرد.
ایلنا: معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست درباره خطرات ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه هشدار داد: با کاغذبازی و مصوبه به جایی نمی رسیم و با روند فعلی دریاچه خشک می‌شود.

"محمد باقر صدوق"، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در نشست خبری بررسی آخرین وضعیت دریاچه ارومیه در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا که تا چه حد به نجات دریاچه ارومیه امیدوارهستید گفت: واقعیت این است که طبیعت با کسی شوخی ندارد و دریاچه ارومیه در صورتی که اقدام جدی برای نجان آن صورت نگیرد خشک می شود.
او ادامه داد: با خشک شدن دریاچه ارومیه زندگی شش میلیون نفر در منطقه به خطر می‌افتد و ریزگردهایی که اکنون از کشورهای همسایه می‌آیند و کشورما را دچار بحران کرده این بار به صورت ریزگرد نمک قسمت اعظمی از کشور ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و زندگی را در این نواحی نابود می کند.

بارش نمک بر سر مردم
معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: با خشک شدن دریاچه ارومیه بیش از 10 میلیارد تن نمک به صورت گردوغبار و طوفان بر سر مردم این ناحیه خواهد ریخت و این بحران تنها گریبان آذربایجان را نمی گیرد بلکه تمامی مناطق کشور را تحت تاثیر خود قرار خواهدداد.
صدوق تاکید کرد: پدیده‌های زیست محیطی پدیدهایی تدریجی است و 10 سال است که روند خشک‌شدن دریاچه ارومیه آن آغاز شده است و امروز هم کم‌آبی آن بیش از پیش مشاهده می‌شود.
او با انتقاد از عملکرد دستگاه های اجرایی در نجات دریاچه ارومیه تصریح کرد: با کاغذبازی و مصوبه به جایی نمی رسیم و با شرایط فعلی اگر عزمی جدی صورت نگیرد و مصوبات ما اجرایی نشود شرایط روز به روز بحرانی تر می شود.
صدوق تاکید کرد: کاری نکنیم که دریاچه ارومیه خشک شود و آیندگان ما را به خاطر این کم کاری نفرین کنند.
پایان پیام

 
 
طبیعت
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 


 
 
جمعه 7مرداد1390
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ امرداد ۱۳٩٠
 

قله توچال و کوهستان پیرامون آن به صورت یک خط الراس شرقی – غربی در جناح جنوبی رشته کوه‌های البرز مرکزی و در شمال شهر تهران قرار دارد. این کوهستان از شمال به دره رودخانه‌های جاجرود و شهرستانک و از غرب توسط خط الراس کم ارتفاع‌تری به قلل شمالی کوه‌های کرج متصل می‌باشد.

توچال بلندترین ارتفاع شمال تهران از طریق شانه غربی خود موسوم به هومند به ارتفاع 3900 متر به گردونه 3700 متری شهرستانک و سپس به قله شاه نشین بزرگ به ارتفاع 3850 متر متصل می‌شود و از سمت شرق توسط خط الراس قوسی شکلی پس از تشکیل قلل پیازچال و لزون از طریق گردنه کوتاه لوپهنه به قلل دارآباد ارتباط می‌یابد.

قله از طریق جناح شمالی هومند به قله قزقونچال و یال‌های فرعی منطقه آهاربشم و شهرستانک منتهی می‌گردد این خط الراس شمال توچال را از طریق قله قلعه دختر و سی چال به گردنه دیزین و سپس به سایر بلندی‌های البرز مرکزی متصل می‌سازد. از جمله جاذبه‌های فرعی کوهستان توچال باید از امامزاده ابراهیم، دیواره 150 متری مشهور بند یخچال منطقه سنگنوردی بند یخچال، آبشار دوقلو و پناهگاه‌های بزرگ شیرپلا، کلک چال و پلنگ چال نام برد.

پناهگاه توچال، در قله توچال و در ارتفاع 3960 متری ساخته شده‌ است. قله توچال یکی از مقصدهای اصلی کوه‌نوردان تهران است، تله‌کابین توچال در پایان خیابان ولنجک و در 3 کیلومتری میدان تجریش در منطقه شمیرانات واقع شده‌ است. مناسب ترین زمان‌های صعود به قله ماه‌های اردیبهشت، خرداد، مهر و آبان است.

مسیرطی شدهدربند-شیرپلا-چشمه نرگس-.توچال-شیردره.............


 
 
یک کوه عجیب بشکل گربه!!!
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠
 


 
 
جشن امرداد
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠
 


جشن امردادگان در روز امرداد  از ماه امرداد  که هفتمین روز از امرداد ماه باستانی و سومین روز از امرداد  ماه خورشیدی در گاهشمار کنونی زرتشتیان است، برگزار می‌شود.
جشن امرداد در ستایش و گرامیداشت امشاسپند امُرداد برگزار می‌شود. واژه‌ امرداد در پارسی اوستایی اَمِرتات ameretaat و در پارسی پهلوی اَمرداد amordaad  است.
واژه‌ی امرتات، از سه بخش درست شده است: (اَ + مَر + تات). بخش نخست، اَ در زبان پارسی پیشوند نایش (نفی) است، بخش دوم، مَر از ریشه کنشی (مصدری) به چم مرگ و بخش سوم، تات پسوند رسایی و تندرستی است، و روی‌هم رفته به چم (معنی) بی‌مرگی و جاودانگی است. یاد‌آوری می‌شود که امرداد هم ریشه با واژه انگلیسی Immortal است.
این جشن، یکی از جشن‌های دوازدگانه (سالانه) است که ایرانیان، در هر زمان و هرجایی، آن را برای گرامیداشت منش و کُنش و خویش‌کاری امُرداد در گاهان(گات‌ها) ِ [اشو] زرتشت و اوستای پسین: اَمِرِتات به مفهوم ِ بی‌مرگی/ جاودانگی، یکی از فروزه‌های ِ شش‌گانه خِرَد و دانش ِ فرمان‌روا بر فرارَوَند ِ هستی (نام‌بُردار و شناخته به اهوره‌مَزدا) است. امشاسپند ِ جاودانگی ِ امرداد همواره در کنار امشاسپند ِ رسایی خرداد، نگهبان آب و گیاه هستند. ایرانیان ِ از هزاره‌های دور، این جشن فرخنده را برگزارکرده و ستوده و گرامی داشته‌اند.
در یادگارهای ِ کهن ایرانی، از این روز و جشن ویژه آن، سخن ِ بسیار گفته‌شده‌است در متن ِ پهلوی بُندَهِش، می‌خوانیم: "امُرداد ِ بی‌مرگ، سَروَر ِ گیاهان ِ بی‌شمارست؛ زیرا او را به گیتی، گیاه، خویش است. گیاهان را رویانَد و رَمهِ گوسفندان را افزاید؛ زیرا همه‌ دام‌ها از او خورند و زیست‌کنند. به فِرَشکرد ِ [ نوگردانی ِجهان]، نیز "انوش" [ خوراک ِ بی‌مرگی] را از امرداد آرایند. اگر کسی گیاه را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه امُرداد [از او] آسوده یا آزَرده بُوَد..."
(گزارش ِ دکتر مهرداد بهار در پژوهشی در اساطیر ِ ایران، چاپ یکم، ص ۱۱۷)
با رویکرد به خویش‌کاری امرداد در جهان ِ اَستومَند (جهان ِ مادّی) که نگاهبانی از گیاهان روی زمین و سرسبز و باروَرنگاه‌داشتن آنهاست، و نماد ِ جاودانگی و بیمرگی و جوانی همیشگی‌ به شمارمی‌آ‌ید، مسعود سعد ِ سلمان، چکامه‌پرداز ِ سده ی پنجم ِ هجری، می‌گوید:
روز ِ مُرداد مُژده داد بدان
که جهان شد به طبع، باز جوان.
و همچنین می گوید :
مرداد مه است سخت خرم
مَی نوش پیاپی و دمادم
هریک از فروزه‌های دوازده‌گانه که جشن‌های هم‌نامی‌ روز و ماه برای ِ گرامیداشت آنها برگزارمی‌شود، گل ِ ویژه‌ای دارد. گل ِ ویژهِ امُرداد، زنبق ( چمبک) است.
در برگ 250 برگردان فارسی «آثارالباقیه»ی ابوریحان بیرونی چنین آمده است که :
«… مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزه پیش آمدن دو نام با هم، جشن می گرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشته ای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و بر کنار کردن گرسنگی و زیان و بیماری ها می باشد، کارگزاری یافته است…»
خیام در نوروز نامه می نویسد:
“مرداد ماه یعنی خاک، داد ِ خویش بداد از بَرها ومیو های پخته که در وی به کمال رسد و نیز هوا در وی مانند غبار ِ خاک باشد و این ماه میانه تابستان بود و قسمت او از آفتاب، مر برج اسد را باشد. “
خیام به اشتباه به جای نام اَمرداد از واژه مرداد استفاده کرده است. این جشن سزاوار ِ شادمانی و نشاط ِ بی مرگی، امروز به غلط تحت نام مردادگان، در بین مردم رایج است. زیرا مرداد به معنی نیستی و مرگ است اما وقتیکه حرف الف در اول آن قرار می گیرد آن را نفی می کند و به بی مرگی و جاودانگی، تغییر معنی می دهد. زیرا امرتات در زبان اوستایی و امرداد در زبان پهلوی، از ششمین امشاسپندان و یکی از صفات اهورامزدا در گات ها است که دلالت بر بی مرگی و جاودانگی و زوال ناپذیری اهورامزدا دارد.
و در این باره در زراتشت نامه چنین سروده شده است:
چو گفتار خردادش آمد به سر
    همان گاه امرداد شد پیش تر     
چو گفتار خردادش آمد به سر
همان گاه امرداد شد پیش تر
سخن گفت در باره رستنی
که زرتشت گوید ابا هر تنی
نباید به بیداد کردن تباه
به بیهوده بر کندن از جایگاه
کزو راحت مردم و چار پاست
تبه کردن او، نه راه خداست