کوهستان

گروه کوهنوردی آدینه(آخرین روز هفته وروز خوش)

91/7/28
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۱
 

 

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه   من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم   هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی   جان را چه خوشی باشد بی‌صحبت جانانه
هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی   و آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه
تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می   زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه
ای لولی بربط زن تو مست تری یا من   ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد   در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه
چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد   وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان   نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه
نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل   نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه
گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت   گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه
من بی‌دل و دستارم در خانه خمارم   یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه
در حلقه لنگانی می‌باید لنگیدن   این پند ننوشیدی از خواجه علیانه
سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی   برخاست فغان آخر از استن حنانه
شمس الحق تبریزی از خلق چه پرهیزی   اکنون که درافکندی صد فتنه فتانه

 


 
 
از بین بردن سنگ کیسه صفرا
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
 

کیسه صفرا: کیسه ای کوچک معمولا در سمت راست شکم و زیر دنده ها، در انتهای کبد قرار دارد که به صورت گلابی شکل است و صفرای تولیدی کبد را ذخیره می کند تا وقتی که نیاز به صفرا برای هضم غذا باشد، صفرای ذخیره شده را به اثنی عشر یا روده دوازده(دوازدهه) بریزد.
البته گاهی به طور طبیعی در قسمت چپ شکم قرار دارد و با تشکیل سنگ، سمت چپ شکم نزدیک معده درد می گیرد.

صفرا چیست؟

صفرا زرد رنگ با طعمی تلخ و دارای املاح معدنی به اسم "بیلی روبین" است که در مجاورت هوا سبز رنگ می شود و عامل حل کننده چربی هاست و به این علت ترشح می شود تا چربی ها هضم شوند.
اما وقتی رسوب می کند "سنگ کیسه صفرا" بوجود می آید.
اگر به موقع ترشح نشود باعث ایجاد سوء هاضمه خواهد شد و مشکلات و عفونت های روده هم بیشتر می شود.
اگر به عللی صفرای کمی ترشح شود یعنی کیسه صفرا برداشته شود یا مجرای آن گرفته شود و کبد صفرائی برای ذخیره کردن نداشته باشد و مجبور باشد با شروع غذا خوردن شروع به تولید صفرا کند شخص معمولا "یبوست مزاج" پیدا می کند که در طب طبیعی "ام المرض"یا ریشه اصلی بیماری های متعددی است.
اما هرچه مدفوع زردتر باشد صفرای آن بیشتر است.
ترشح صفرا به هضم غذا کمک می کند و تخلیه معده و روده ها را آسان می کند و در دفع سموم نقش مهمی دارد.


علت تشکیل سنگ کیسه صفرا
:

بر اثر رژیم بد غذایی ممکن است کار کبد مختل شود و به جای تولید صفرای رقیق، صفرا غلیظ تر تولید شود و به مرور تولید سنگ کند یا گاهی اوقات بر اثر حمله میکروب ها و  ورم کیسه صفرا و تجمع صفرا - که در حالت عادی رقیق است- کم کم توده هایی سنگ شکل تشکیل می شود که راه خروج صفرا را بسته و باعث انسداد آن شده که صفرا وارد خون می شود البته عوامل دیگری هم برای تشکیل سنگ وجود دارد.

علائم سنگ کیسه صفرا
:

درد شدید در ناحیه راست یا گاهی هم چپ شکم زیر دنده ها، زردی سفیدی چشم، ضعف و بی حالی غیر طبیعی، تلخی دهان بخصوص صبح ها بعد از بیداری، خشکی زبان و بار دار بودن آن، عطش، ضعف اشتهاء، بد حالی هاضمه بخصوص موقع خوردن غذا و کمی اسهال


از بین بردن سنگ کیسه صفرا با
استفاده از روش طبیعی
 
این روش در مورد افراد بسیاری موثر واقع شده است. اگر شما استفاده کردید و مفید بود لطفا آن را به دیگران هم توصیه نمایید.
هیچ هزینه‌ای را به دکتر نمی‌پردازید و فقط سود ان نصیب استفاده کننده می‌شود و شما که معرف این روش بوده‌اید اجر می‌برید.
ما سنگ کیسه صفرا را در حالت عادی مورد اعتنا قرار نمی‌دهیم و در صورتی که همه دارای سنگ کیسه صفرا هستند.

بیشتر مواقع علت سرطان کیسه صفرا همین سنگ کیسه صفرا است. سرطان هم می‌تواند اولین ناراحتی کیسه صفرا نباشد.

دکتر چیونان چینی معتقد است که مسایل متعدد دیگری نیز می‌تواند باعث سرطان شود ولی این هم یکی از آنهاست.
تحقیقات در چین نشان داده است که اغلب کسانی که دچار سرطان می‌شوند سنگ هم دارند. ما همه سنگ کیسه صفرا داریم و مهم نیست که کوچک است یا بزرگ یا تعداد ان زیاد است یا کم ولی داریم.
یکی از عوارض سنگ کیسه صفرا احساس نفخ و سنگینی است بعد از یک وعده غذای همراه با پرخوری. احساس می‌شود که غذای خورده شده هضم نمی‌شود. اگر جدی‌تر شود احساس درد در ناحیه کبد است.
بنابراین چنانچه فکر می‌کنید شما هم سنگ کیسه صفرا دارید ما روش زیر را جهت دفع طبیعی انها به شما پیشنهاد می‌کنیم.
این روش برای کسانی که دارای کبدی ضعیف هستند نیز مفید فایده است چون کبد و کیسه صفرا در کنار هم ومکمل هم هستند.
رژیم:
١) برای پنج روز اول، هر روز ۴ لیوان آب سیب یا این که ۴ یا ۵ عدد سیب میل نمایید. هر کدام که ترجیح می‌دهید. البته آب سیب باعث نرم شدن سنگ‌ها می‌شود. در طول این 5۵ روز وضعیت غذایی‌تان همان وضع معمول خودتان است.
 
٢) در روز ششم شام میل نکنید.
 
٣) در ساعت ۶ بعد از ظهر، یک قاشق چایی خوری سولفات منیزیم (اپسوم سالت) را با یک لیوان اب ولرم میل کنید.
 
۴) در ساعت ٨ بعد از ظهر نیز مورد ٣ را تکرار کنید. سولفات منزیم موجب باز شدن مجرای کیسه صفرا می‌شود.
 
۵) در ساعت ١٠ بعد از ظهر نصف فنجان روغن زیتون را با نصف فنجان آب لیموی تازه بخوبی مخلوط کنید و میل نمایید. روغن زیتون در واقع مسیر حرکت سنگ را روغن کاری می‌کند و دفع سنگ را اسان‌تر می‌کند.
یک فنجان مساوی ٢۵٠ میلی‌لیتر.
یک فنجان آب لیمو مساوی حدود آب ٣ عدد لیموی آبدار بزرگ است.
 
صبح روز بعد شما سنگ‌های سبز رنگی را در مدفوع خود مشاهده خواهید کرد. آنها در کاسه توالت غوطه ورند. اگر خواستید می‌تواند آنها را بشمارید. من بیمارانی داشته‌ام که تا ۴٠، ۵٠ و حتی تا ١٠٠ سنگ دفع کرده‌اند.
حتی اگر شما هیچ عوارض کیسه صفرا ندارید، ممکن است چند تایی سنگ داشته باشید، همیشه خوبه که یک کیسه صفرای تمیز و بدون سنگ داشته باشیم و همیشه با این روش چند وقت به چند وقت تمیزش کنیم.
 

حکیم بهمن میرزا شیرازی

 

سلام دوستان من سنگ کیسه صفرا داشتم که با همین روش در عرض 6 روز خوب شدم و گلاب به روتون معذرت می خوام همین کارو کردم و بعد صبح که رفتم توالت در کاسه توالت چندین عدد سنگریزه سبز دیدم دیگه حالم خوب شد می دونید علائم سنگ صفرا درد خفیف و مبهم سمت راست شکم زیر دنده های سینه سمت راسته و همچنین سر گیجه خفیف - در ساعت 6 بعد از ظهر که گفته یعنی ساعت 6 بعد از ظهر روز ششم یک قاشق چای خوری سولفات منیزیم می تونید سولفات منیزیم رو از داروخانه ها تهیه کنید هر 3 ماه به نظر من اینکار رو انجام بدید تا صاف صاف بشه کیسه صفراتون

 

نویسنده: مهدی [myavari74@yahoo.com]

 

 



 
 
بمب مرسدس بنز در لس‌آنجلس
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
 
 
مرسدس بنز بمب خود را در نمایشگاه خودروی لس‌آنجلس منفجر کرد!

این شرکت آلمانی در نمایشگاه امسال خودروی لس‌آنجلس از مدل مفهومی خود با نام BIOME رونمایی کرد که دارای ظاهری بسیار چشمگیر است.

این خودرو در کارلسبد، استدیوی طراحی پیشرفته مرسدس بنز در کالیفرنیا طراحی شده است.

مرسدس بنز قصد داشته با طراحی این خودرو پنجره‌ای تازه‌ای را به سمت صنعت خودروسازی آینده باز کند و ایده‌هایی متفاوتی را در زمینه رانندگی آسوده‌تر و حمل‌ونقل سبز مطرح کند.

به گفته هوبرت لی، رییس استودیوی کارلسبد این خودروی مفهومی در فضایی ارگانیک مانند دانه‌ای در گلخانه رشد می‌کند.

تنها آلایندگی این خودرو در مسیرهای جاده‌ای اکسیژن بوده و در ساخت آن نیز از مواد کامپوزیت استفاده شده است.

این خودرو ظرفیت حمل چهار سرنشین را داشته و طول این خودرو کوچکتر از کلاس 
C مرسدس بنز و پهن‌تر از مرسدس بنز GL است.

این خودرو همچنین دارای بدنه‌ای از بیوفیبر بوده که  باعث شده وزن خودرو پایین بماند. وزن این خودرو 875.5 پوند معادل کمی بیش از 397 کیلوگرم است.


 
 
یک عنکبوت بزرگ با نیش زدن مار آن را از بین برد.
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
 

یک عنکبوت بزرگ با نیش زدن مار آن را از بین برد.

به گزارش تاپ ناز یک کارمند آفریقایی هنگامی که کار روزانه اش را در شرکت میخواست آغاز کند با یک صحنه عجیب روبرو شد.او در پایین دفتر عنکبوتی را مشاهده کرد که یک مار را کشته و این مار بخت برگشته را درون تارهایش محبوس کرده است.

بعد از دو روز این مار را به آرامی سمت سقف دفتر برد تا از آن استفاده کند.دانشمندان میگویند که این نوع عنکبوت در سراسر جهان بویژه آمریکای شمالی وجود دارد.زهر این نوع مار یک سم خطرناک است که به اعصاب هر جانور زنده ای حمله میکند و با عث اختلال در کارکرد مغز می شود.

 


 
 
هنر تندرستی
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱
 


هنر تندرست ماندن
اثری از: دکتر دراتسیو وارلا

اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
احساساتتان را بیان کنید.
هیجانات و احساساتی که سرکوب یا
پنهان شده باشند به بیماری‌هایی
نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد
و درد ستون فقرات منجر می‌شوند.
سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی
می‌تواند به سرطان هم بیانجامد.
در آن زمان است که ما به سراغ یک
محرم می‌رویم و رازها و خطاهای
خود را با او در میان می‌گذاریم!
گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.
 
 
 
اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
تصمیم‌گیری کنید.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و
اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی
باعث می‌شود که مشکلات و
نگرانی‌ها روی هم انباشته شوند.
تاریخ انسان بر اساس
تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است.
تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی
چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و
ارزش‌ها برای به دست آوردن بعضی دیگر است.
افراد مردد در معرض بیماری‌های
معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی
قرار دارند.
اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ به
دنبال راه حل‌ها باشید.
افراد منفی، مشکلات را بزرگ
می‌کنند و راه حل‌ها را
نمی‌یابند. آن‌ها غم و غصه، شایعه
و بدبینی را ترجیح می‌دهند.
روشن کردن یک کبریت بهتر از تاسف
خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود
کوچکی است اما یکی از شیرین‌ترین
چیزهای جهان را تولید می‌کند.
ما همانی هستیم که می‌اندیشیم.
افکار منفی باعث تولید انرژی منفی
می‌شوند که آن‌ها نیز به نوبه خود
تبدیل به بیماری می‌گردند.
 
 
اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
در زندگی اهل تظاهر نباشید.
کسی که واقعیت را پنهان نگاه
می‌دارد، تظاهر می‌کند و همیشه
می‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر
دیگران برسد، در واقع بار سنگینی
را بر دوش خود قرار می‌دهد.
مثل یک مجسمه برنزی با پایه‌های
گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از
نقاب به چهره داشتن و زندگی کردن
با تظاهر نیست.
این گونه افراد زرق و برق زیاد و
ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد
آن‌ها داروخانه، بیمارستان و درد است.
اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
 
واقعیت‌ها را بپذیرید.
سرباز زدن از پذیرش واقعیت‌ها و
عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان
بیگانه می‌سازد. هسته اصلی یک
زندگی سالم، یکی بودن و رو راست
بودن با خود است.
کسانی که این را نمی‌پذیرند،
حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب
می‌شوند. پذیرفتن انتقادها، کاری
عاقلانه و ابزار درمانی خوبی است.
اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
 
اعتماد کنید.
کسانی که به دیگران اعتماد ندارند
نمی‌توانند ارتباط خوبی با
دیگران برقرار کنند و نمی‌توانند
رابطه پایدار و عمیقی با دیگران به
وجود آورند.
آن‌ها معنی دوستی واقعی را درک
نمی‌کنند. بی‌اعتمادی باعث کاهش
ایمان فرد می‌گردد


 
 
قبل از ازدواج
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱
 

 ! ...

 
قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج :  بیدار شدن زودتر ازخورشید
نتیجه اخلاقی :  سحر خیزشدن
 
قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج :  رفتن به حیاط بااجازه
نتیجه اخلاقی :با ادب شدن
 
قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج :  خوردن غذا های سوختهبا منت
نتیجه اخلاقی :  متواضع شدن
 
قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج :  کار کردن در شرایطسخت
نتیجه اخلاقی :  ورزیدهشدن
 
قبل از ازدواج : رفتن به اماکن تفریحی
بعد از ازدواج :  سر زدن به فامیلخانوم
نتیجه اخلاقی :  صلهرحم
 
قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره
بعد از ازدواج :  آموزش بچه داری وشستن ظرف
نتیجه اخلاقی :  آموزش های کاربردی و مفید
 
قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبیاز بابا
بعد از ازدواج :  دادن کل حقوق بهخانوم
نتیجه اخلاقی :  با سخاوت شدن
 
قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینماو استخر
بعد از ازدواج :  ایستادن در صف شیر و    نان
نتیجه اخلاقیآموزش ایستادگی
 
قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی
بعد از ازدواجدر حسرت رفتن به پارک سر کوچه

نتیجه اخلاقیامنیت کامل.


 
 
اندازه انسان در گذشته
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
...........................................................
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
91/7/21
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱
 

 


 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
91/7/14
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
پوشیدن دامنهای زنانه
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱
 

این خانواده مهربان در شهری کوچک و سنتی در جنوب آلمان زندگی میکنند . پسر 5 ساله این خانواده بخاطر بیماری پوستی که در ناحیه پاها دارد مجبور است دامن بپوشد.

به گفته آقای "نیلز پیکرت" پدر پسر 5 ساله : پسرم همیشه از پوشیدن دامنهای زنانه خجالت میکشید و علت آن طعنه و تمسخر دوستان و کودکان هم سن و سالش در مهد کودک بود.
پدر مهربان خانواده برای اینکه  به او کمکی کرده باشد تصمیم گرفت همراه با پسرش لباس زنانه بپوشد و پا به پای او در خیابان قدم بزند ، او با این اقدام سعی دارد عشق و همبستگی عمیقش را به پسرش نشان دهد.
"نیلز پیکرت" در ادامه میگوید: درک این مسئله برای او و خانواده اش بسیار ساده است و مهم نیست که این تصمیم خنده دار و یا احمقانه جلوه کند .او می افزاید نگاه خیره مردم اصلا برایش اهمیتی ندارد و تنها مسئله مهم این است که او الگوی پسرش باشد.
وی میگوید اگرچه مردم مذهبی و سنتی این شهر او را به دید یک دیوانه نگاه میکنند اما از اینکه فرزندش را شاد میکند خوشحال است. وی معتقد است نمیتوان از بچه هایی در این سن انتظار داشت مسائل را درک کنند و آنها برای انجام هرکاری احتیاج به یک الگو دارند تا بتوانند مثل او رفتار کرده و نتیجه مورد انتظار بزرگترها را برآورده کنند.
 

 
 
پادشاهان و حاکمانی از کشورهای دوست
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱
 

خوبیت نداره باهاشون آشنا نباشین

 
 
خوب آشنا شدین دیگه بسه برین سرکارتون...................
 


 
 
تصویری از آخرین لحظات حیات پرفسور حسابی
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱
 
شام در کنار تخت استاد سرد شده است. ظاهرا دیگر نیازی به خوردن غذا نیست.
پزشکان و مسئولان بیمارستان دانشگاه به این نتیجه رسیدند که معالجه روی قلب استاد دیگر اثری ندارد.
لذا آنژیوکت چند دارو برای ادامه تپش قلب از رگ دست راست و آنژیوکت تزریق مسکن درد از دست چپ ایشان را خارج و حتی ماسک تامین اکسیژن که دیگر ریه ها قادر به تامین آن نبود را برداشته اند و تنها سنسورهای تپش قلب روشن است.
 شگفت اینکه در چنین حالتی در کمال حیرت پزشکان و متخصصین بیمارستان کانتونال دانشگاه ژنو، پروفسور حسابی در آخرین لحظات حیات به چیزی جز مطالعه و افزایش دانش نمی اندیشد.
  این تصویر منحصر به فرد را یکی از کارکنان خود بیمارستان به عنوان یک تصویر تکان دهنده و تاثیر گذار ثبت کرده است .

   


 
 
شخصیت‌شناسی با استفاده از تخم‌مرغ!
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱
 
ایسنا : متخصصان روانشناسی در یک مطالعه جدید دریافته‌اند که روش مورد علاقه هر فرد برای طبخ و خوردن تخم‌مرغ می‌تواند نوع شخصیت وی را آشکار سازد.
 
این متخصصان ادعا کرده‌اند با توجه به اینکه هر فردی چگونه تخم‌مرغ مصرف می‌کند می‌توان شخصیت، شغل و حتی اسرار خصوصی‌تر زندگی انسان‌ها را پیش‌بینی کرد.
 
متخصصان انگلیسی با استفاده از فرمول‌های ریاضی خاص و نیز پروسه‌ای موسوم به «کند وکاو داده‌ها» به وجود یک ارتباط آماری بین شخصیت، الگوی زندگی و طبقه اجتماعی افراد با روش مورد علاقه آنها برای طبخ و مصرف تخم‌مرغ مثلا به شکل آب‌پز، نیمرو شل، نیمرو هم زده یا به صورت املت، پی بردند.
 
به گزارش روزنامه دیلی‌میل، این بررسی‌ها نشان داد افرادی که ترجیح می‌دهند تخم‌مرغ نیمرو با زرده شل بخورند شخصیتی خونگرم و اجتماعی دارند، موسیقی‌های شاد گوش می‌دهند و اغلب شادتر هستند.
 
افرادی که دوست دارند تخم‌مرغ آب‌پز بخورند شخصیتی بی‌انضباط و بی‌برنامه دارند. افرادی که تخم‌مرغ نیمرو با زرده هم زده را ترجیح می‌‌دهند معمولا محتاط‌‌‌ تر و محافظه‌کارند و افرادی که علاقه بیشتری به خوردن املت دارند، معمولا شخصیتی خوددار و منضبط دارند.
 
بعلاوه بیشتر علاقه‌مندان به خوردن تخم‌مرغ نیمرو مردها و جوانترها هستند که جزو طبقه کاری ماهر به حساب می‌آیند. همچنین افرادی که تخم‌مرغ هم زده دوست دارند معمولا به مدیر شدن و کار کردن در سطوح بالای کاری تمایل بیشتری نشان می‌دهند و دوست دارند خانه شخصی داشته باشند و علاقه‌مندان به خوردن املت همیشه به نظم و انضباط در خانه اهمیت بیشتری می‌دهند.
 
شما چه نوع تخم‌مرغی دوست دارید بخورید؟

 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
روزی که امیرکبیر گریست
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩۱
 
امیر کبیر حالا بیا تماشا کن ،اگر تو برای جهالت مردم ات گریه می کردی که نمی فهمند ...حالا باید خون بباری برای انهائی که می فهمند
 
روحت شاد
          دعانویس با نوشتن دعا بر روی بدن لخت زنان،آنان را اغفال می کرد
 
 
مردی که به بهانه دعا نویسی ، زنان جوان را اغفال می کرد و آنان را وادار می کرد که لخت شوند تا بر روی بدن آنها دعا بنویسد و آنان را مورد آزار جنسی قرار می داد، دستگیر شد .
هفته گذشته زنی به کلانتری ۱۸ قرچک ورامین رفت و علیه مردی دعا نویس شکایت کرد. او گفت؛ من در زندگی ام مشکلاتی داشتم و هیچ راه حلی برای آنها پیدا نمی کردم تا اینکه از همسایه ها شنیدم فردی در قرچک با دعا نویسی و رمالی مشکلات و گرفتاری ها را برطرف می کند.. به امید اینکه زندگی ام به روال عادی برگردد و روزهای خوشی را تجربه کنم به محل کار مرد رمال رفتم و از او خواستم برایم دعایی بنویسد .
آن مرد با حوصله به حرف هایم گوش کرد و از مشکلاتم باخبر شد. بعد گفت علاج کار را می داند و دعایی بلد است که به همه این بدبختی ها پایان می دهد. زن شاکی ادامه داد؛ مرد دعا نویس به من گفت برای اینکه دعا اثر بیشتری داشته باشد باید آن را روی بدنم بنویسد.
من که از گرفتاری‌ها به تنگ آمده بودم و دنبال راه نجاتی می گشتم واز طرفی چون آن مرد مسن بود مخالفتی نکردم . پس از اینکه لباسم را در آوردم مرد دعا نویس همزمان با نوشتن، بدن من را لمس می کرد و متوجه شدم که رفتار او غیر عادی است و من به رفتار او اعتراض کردم و خواستم لباسم را بپوشم که او بدون توجه به واکنش من ، مرا مورد آزار جنسی قرار داد و به من تجاوز کرد.
پس از شکایات این زن ماموران با انجام هماهنگی های لازم به محل کار متهم که یک مغازه بود رفتند و وی را در حالی که قصد داشت بر روی بدن زن دیگری دعا بنویسد، دستگیر کردند.
سرهنگ ایرج قاسم آبادی با معرفی متهم ۶۰ ساله به نام «علی م.» از افرادی که مورد سوءاستفادۀ او قرار گرفته اند خواست برای طرح شکایت به پلیس اطلاعات و عمومی ورامین مراجعه کنند.
 
روزی که امیرکبیر گریست
سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان مى‌شود
هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند
روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مى‌شود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌اى باید پنج تومان هم جریمه بدهی.. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم.. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز
چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد...
در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاى‌هاى مى‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچه‌ى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست
امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند
امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم.. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند
روحش شاد یادش گرامی

 
 
گر سهراب سپهری در زمان ما دانشجو بود
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩۱
 
اگر سهراب سپهری در زمان ما دانشجو بود
اهل دانشگاهم
رشته ام علافیست
جیبهایم خالیست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم
 

 


 
 
91/7/7ومتفرقه-ازقبل
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
معـروف ترین و دلهره آورتـرین جـاذبه توریـستی نـروژ
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱
 

Preikestolen که از معروف ترین جاذبه های توریستی نروژ است، در نوع خود به عنوان یکی از برترین و شاید دلهره آورترین مناظر دنیا نیز محسوب می شود. این مکان دیدنی در عین شگفت انگیز بودن، محرکی است برای گردشگران تا ارتفاع 1000 متری آنرا فتح کنند. چراکه در طول چهار ماه تابستان سال 2009 حدود 130000 نفر از آن بازدید کردند و هرساله برای بازدید از این مکان اشتیاق بیشتری را برای توریست های دنیا بوجود می آورد.

مساحت سطح بالای این صخره که تقریبا مسطح است، حدود 25 متر (82 فوت) مربع است. برای رسیدن به لبه پرتگاه یا همان بالاترین سطح صخره Preikestolen حدود 3.8 کیلومتر پیاده روی لازم است که حدود 3 الی 4 ساعت زمان نیاز دارد.
 
 


 
 
خاطره ای ازدکتر حسابی
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱
 

دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعدد و معتبر آن بود. من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند. از نظر وسایل رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی شد، این اتاق در دانشگاه
باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و اساتید، فراهم کرده بودند. نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک نمونه از آن مربوط به میزی    می شد، که در آن آزمایشگاه به من داده بودند، این میز کشوی کوچکی داشت، از روی کنجکاوی آنرا بیرون کشیدم، و با کمال تعجب،
چشمم به یک دسته چک افتاد. دسته چک را برداشتم، و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است. فوراً آنرا نزد پروفسوری که رئیس آزمایشگاه ها و استاد راهنمای خودم بود بردم.چک را به او دادم، و گفتم: ببخشید استاد، که بی خبر مزاحم شدم.
موضوع بسیار مهمی اتفاق افتاده است، ظاهراً این دسته چک مربوط به پژوهشگر قبلی بوده، و در کشوی میز من جا مانده است، واضافه کردم، مواظب باشید، چون تمام برگ های آن امضا شده است، یک وقت گم نشودپروفسور با لبخند تعجب آوری، به من گفت: این دسته چک را دانشگاه برای شما، مانند تمام پژوهشگران دیگر دانشگاه، آماده کرده است، تا اگر در هنگام آزمایش ها به تجهیزاتی نیاز داشتید، بدون معطلی به کمپانی سازنده تجهیزات اطلاع بدهید.آن تجهیزات را، برای شما می آورند و راه می اندازند و بعد فاکتوری به شما می دهند. شما هم مبلغ فاکتور شده را روی چک می نویسید و تحویل کمپانی می دهید. به این ترتیب آزمایش های شما با سرعت بیشتری پیش می روند.توضیح پروفسور مرا شگفت زده کرد و از ایشان پرسیدم: بسیار خوب، ولی این جا اشکالی وجود دارد، و آن امضای چک های سفید است؛ اگر کسی از این چک سوء استفاده کرد، شما چه خواهید کرد؟با لبخند بسیار آموزنده یی چنین پاسخ داد:
بله، حق با شماست. ولی باید قبول کنید، که درصد پیشرفتی که ما در سال بر اساس این اعتماد به دست می آوریم، قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد، نیست این نکته، تذکر یک واقعیت بزرگ و آموزنده بود. نکته یی ساده که متاسفانه ما در کشورمان، نسبت به آن بی توجه هستیم یک روز که در آزمایشگاه مشغول به کاربودم، دیدم همین پروفسور از دور مرا به شکلی غیر معمول، نگاه می کند. وقتی متوجه شد، که من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده ام، با لبخندی بسیار جذابی کنارم آمد، و گفت: آقای دکتر حسابی، شما تازگی ها چقدر صورتتان شبیه افراد آرزومند شده است؟ آیا به دنبال چیزی می گردید، یا گم گشته خاصی دارید؟ من که از توجه پروفسور تعجب کرده بودم با حالت قدرشناسی گفتم: بله، من مشغول تجربه ی نظریه ی خودم، در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم، برای همین، اگر یک فلز با چگالی زیاد، مثل شمش طلا با عیار بالا داشتم، از آزمایش های متعدد، روی فلز های معمولی خلاص می شدم، و نتایج بهتری را در فرصت کمتری به دست می آوردم؛ البته این یک آرزوست او به محض شندیدن خواسته ام، گفت: پس چرا به من
نمی گویید؟گفتم آخر خواسته من، چیز عملی نیست. من با شمش آلومینیوم، میله برنزو میله آهنی تجربیاتی داشته ام، ولی نتایج کافی نگرفته ام و می دانم که دستیابی به خواسته ام غیز ممکن است پروفسور وقتی حرف های مرا شنید از ته دل خنده یی کرد و اشاره کرد که همراه او بروم. با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمدیم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمی که تلفنچی و کارمند جوان
آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظی کرد، و رفت. من که هنوزباورم نمی شد، فکر می کردم پروفسور قصد شوخی دارد و سربه سرم می گذارد. با نومیدی به تعطیلات آخر هفته رفتم. در واقع 72 ساعت بعد، یعنی روز دوشنبه که به آزمایشگاه آمدم، دیدم جعبه ای روز میز آزمایشگاه است. یادداشتی هم از طرف همان خانم تلفنچی، روی جعبه قرار داشت، که نوشته بود امیدوارم این شمش طلا ، به طول 25 سانتی متر، و با قطر 5 سانتی متر با عیار بسیار بالایی به میزان 24، که تقاضا کرده اید، نتایج بسیار خوبی برای کار تحقیقی شما، بدست دهدبا ناباوری، ولی اشتیاق وامید به آینده یی روشن کارم شروع کردم.شب و روز مطالعه و آزمایش می کردم تا
بهترین نتایج را بدست آورم.حالا دیگر نظریه ام شکل گرفته بود و مبتنی بر تحقیقات علمی عمیق و گسترده یی شده بودبعد از یکسال که آزمایش های بسیار جالبی را با نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلا خرده شده و تکه تکه را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم را داخل یک جعبه روی میز خانم تلفنچی گذاشتم. به محض اینکه چشمش به من افتاد مرا شناخت وبا لبخند پر مهر و امیدی، از من پرسید: آیا از تحقیقات خود، نتایج لازم را بدست آوردید؟ فوراً پاسخ دادم: بلی، نتایج بسیار عالی و شایان توجهی، بدست آوردم. به همین دلیل نزد شما آمده ام که شمش را پس بدهم، ولی بسیار نگران هستم زیرا این شمش، دیگر آن شمش اولی نیست، ودر جعبه را باز کردم و شمش تکه تکه شده را به او نشان دادم و پرسیدم حالا باید چه کار کنم؟ چون قسمتی از این شمش را بریده ام، سوهان زده ام و طبیعتاً مقداری از طلاها دور ریخته شده است. خانم تلفنچی با همان روی خوش لبخند بیش تری زد و به من گفت: اصلاً مهم نیست، نتایج آزمایش شما برای ما مهم است.مسئولیت پس دادن این شمش با من است وقتی با قدم های آرام و تفکری ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه می آمدم، به این مهم رسیدم، که علت ترقی کشورهای توسعه یافته، همین اطمینان خاطر و احترام  کارکنان
مراکز تحقیقاتی می باشد و بس، یعنی کافیست شما در یک مرکز آموزشی، دانشگاهی ویا تحقیقاتی کار کنید، دیگر فرقی نمی کند که شما تلفنچی باشید یا استاد، مجموعه آن مراکز در کشور های پیشرفته دارای احترام هستند و بسیار طبیعی است که وقتی دست یک پژوهشگری در امر تحقیقات و یا تمام تجهیزات باز باشد و دارای
احترامی شایسته باشد، حاصلی به جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت

 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
داستان مستراح در هند
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱
 
 وجود مستراح  به معضلی برای هندی ها تبدیل شده، و از یک موضوع شخصی به یک مشکل اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. در گزارش های بانک بین المللی میزان خسارت هند از کمبود مستراح  ۵۴ میلیارد دلار می باشد.به گزارش پارس ناز کمبود مستراح به ویژه در روستاها تا جایی است که وجود مستراح  در خانه داماد به یکی از شرایط خانم ها در ضمن عقد تبدیل شده است.در زیر تصاویر  افتتاح یک  مستراح  برای خانمها رو می بینید که توسط تعدادی دختر هندی به صورت نمادین افتتاح می شود.
 

 
 
تولدت مبارک
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
She's... Bill Gates' daughter
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ مهر ۱۳٩۱
 

 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




 
She's...   Bill Gates' daughter  . 
 
 
 
ایشون دختر بیل گیتس میلیاردر معروف دنیاست ، ثروتمند ترین فرد جهان  .
 
جالبه نه ؟!
 
نه زیور آلات آنچنانی  ...
 
نه آرایش آنچنانی  ...
 
نه اثری از برندهای روز که بسیاری از ما  اسیرش هستیم ....
 
ولی سالم ؛ پر انرژی  و شاد ،
 
به یاد آورنده این مضمون که:
 
هی فلانی ؛ زندگی شاید همین باشد!...

 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
بزرگترین بازیگر ایرانی از دید روبرتوچولی
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ مهر ۱۳٩۱
 


بزرگترین بازیگر ایرانی از دید روبرتوچولی
 
به نقل از روبرتو چولی سرپرست گروه بازیگران تئاتر آلماندر مورد بازیگری در ایران:
«من پتانسیل قوی در بازیگران ایرانی می بینم. این فرهنگ، زبان ایرانی دارد و این زبان امکان بازیگری و نمایش را پدید می آورد که انحصارا مربوط به تئاتر و جایگاه نمایش نیست در جاهای دیگر هم وجود دارد.
من موضوعی را تعریف می کنم و آن اینکه از شخصی که حرف می زنم بی نام و نشان است. در چند سال پیش که به ایران آمده بودم و به اصفهان رفته بودم در یکی از روزهای تعطیل و عزاداری دسته ای را دیدم. مطمئنا در آن روز در بازار اصفهان من تنها فرد خارجی بودم. در آن دسته شیون و گریه زاری زیادی می شد و انسانها زیادی رنج می بردند. اما از آن جا که من شیعه نیستم موقعیت بسیار مشکلی داشتم و تنها کسی بودم که در این دسته گریه نمی کردم.
من بازیگر بسیار خوبی هستم ولی آن جا خجالت می کشیدم که گریه کنم.کنار من چند مرد ایستاده بودند که زار زار گریه می کردند یکی از آنها که به من نزدیکتر بود هنگام عزاداری و وسط گریه زاری رو به من کرد و گفت می خواهی فرش بخری؟! و در عین حال به سختی گریه میکرد!!
او بزرگترین بازیگری بود که من دیدم.»
 
 




 
 
91/6/31
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ مهر ۱۳٩۱
 

مسیر:دربند -شیرپلا-ایستگاه5-دره اوسون-دربند


 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱