کوهستان

گروه کوهنوردی آدینه(آخرین روز هفته وروز خوش)

زایمان شگفت انگیز سوسک
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
خندیدن به هموطن
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
 
  در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم 
 
شرم خندیدن، به  مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.  
کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...
با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.
 
 
 
رخشان بنی اعتماد
 
 
 
 
یک روز یه ترکه

 
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

 

 یه روز یه رشتیه..


اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

 

 یه روز یه لره...

 
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد



 یه روز یه قزوینی یه...

 
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

 

 
یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و  رشتی و  لر  و  اصفهانی

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
 حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

 
 
حشرات
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
حکایتی از مولانا
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱
 

 

حکایتی از مولانا
پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد : ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!

پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است !پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود...

نتیجه گیری مولانا از بیان این حکایت:‌
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

 
 
91/8/26
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
عکس العـمل حیـوانات با دوربیـن عـکاسی
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
من خدا را در قلب کسانی دیدم که بی هیچ توقعی ، مهربانند
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱
 
من خدا را در قلب کسانی دیدم
که بی هیچ توقعی ، مهربانند

 


 
 
درسی از ادیسون
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱
 

درسی از ادیسون

ادیسون در سنین پیری پس از اختراع لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد.

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتاً کاری از دست کسی بر نمیآید و تمام تلاش مأموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید که احتمالاً پیرمرد با شنیدن این خبر سکته میکند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند.

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او میاندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر میبرد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ میبینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را میبینی؟ حیرت آور است! من فکر میکنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را میدید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش میسوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت میکنی؟

چطور میتوانی؟ من تمام بدنم میلرزد و تو خونسرد نشسته ای؟

پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمیآید. مأمورین هم که تمام تلاششان را میکنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظرهایست که دیگر تکرار نخواهد شد!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر میکنیم! الآن موقع این کار نیست!

به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!

فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت: "ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که میتوانیم از اول شروع کنیم."

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود وهمان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

ارزش زیادی در بلاها وجود دارد چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود.

 
=============@@@@@@@@@@@@============

خوشبختی جبر خداوندیست و بدبختی اختیار و انتخاب  خود ما


 
 
برای
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱
 
************************************************************
 
 
برای درخشندگی مو

یک قاشق سرکه به موهای خود زده، سپس آب بکشید.
 
 
 
برای به دست آوردن یخ پاک و تمیز


آب را اول بجوشانید.



برای درخشندگی آینه



آن را با اسپرایت پاک کنید.



برای پاک کردن آدامس از روی لباس



لباس را به مدت 1 ساعت در فریزر قرار دهید.



برای جلا بخشیدن به لباس های سفید



لباس را همراه با یک تکه لیمو به
 مدت 10 دقیقه در آب داغ خیس کنید.

برای جلوگیری از ریزش اشک هنگام پوست کندن پیاز

آدامس بجوید.

برای جوشاندن سریع سیب زمینی

پیش از جوشاندن سیب زمینی را فقط از
 یک جهت پوست بگیرید.

برای جوشاندن سریع تخم مرغ

به آب آن نمک اضافه کنید.

برای امتحان تازه بودن ماهی

آن را در یک کاسه آب سرد بگذارید.
در صورتی که ماهی شناور شود تازه است.


برای امتحان تازگی تخم مرغ

آن را در آب بگذارید اگر به صورت افقی قرار گرفت تازه است.
 اگر به صورت کج قرار گرفت 3-4 روزه است.
 اگر عمودی قرار گرفت 10 روزه است.
 اگر شناور شد کهنه است.

برای پاک کردن اثر جوهر از روی لباس


خمیر دندان را روی لکه جوهر قرار دهید و بگذارید
 خشک شود سپس بشویید.
 
 

برای فرار مورچه ها



پوست خیار را نزدیک سوراخ مورچه‌ها قرار دهید.

برای خلاص شدن از دست موش


در محلی که موش را پیدا کرده‌اید فلفل سیاه بپاشید.
 موش ها فرار خواهند کرد.

برای خلاص شدن از دست حشرات در هنگام شب

برگ های نعنا را نزدیک تخت و بالش و در
 اطراف اطاق خود قرار دهید.
 
**************************************************************
p
 
     

 

__,_._,___

 
 
خدای من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱
 

مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است. نمازش ترک نمی شود.
 
 
 
زیارت عاشورا می خواند. روزه میگیرد. مسجد میرود ... خیلی پسر با خداییست ...

 
 
لحظه ای دلم گرفت ... در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم ...
 
 

نماز نمیخوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم میاورد ...
 
 

دستهای پینه بسته پدرم را دستهای خدا میبینم ...

 
 
زیارت عاشورا نمیخوانم ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا برپا میکند ...
 
 

نه من روزه نمیگیرم ولی هر روز از آن دخترک فال فروش فالی را میخرم که هیچوقت نمیخوانم ...
 
 

مسجد من خانه مادربزرگ پیر و تنهایم است که با دیدن من کلی دلش شاد میشود ..
 
 
.
خدای من نگاه مهربان دوستی است که در غمها تنهایم نمیگذارد ...
 
 

برای من تولد هر نوزادی تولد خداست و هر بوسه عاشقانه ای تجلی او ...
 
 
 

مادرم ... خدای من و خدای پسر همسایه یکیست ...
 
 
فقط من جور دیگری او را میشناسم و به او ایمان دارم ...
 
 
خدای من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها

 
 
سه داستان کوتاه خواندنی درباره تخصص
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱
 


سه داستان کوتاه خواندنی درباره تخصص
 
مهندس متبحر ...
مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت. او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های چندین میلیون دلاری با اوتماس گرفتند. آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند و هیچ کسی نتوانسته بود
اشکال را رفع کند بنابراین، نومیدانه به او متوسل شده بودند که در رفع بسیاری از این مشکلات موفق بوده است. مهندس، این ا مر را به رغبت می پذیرد. او یک روز تمام به وارسی دستگاه می پردازد و در پایان کار، با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه می کشد و با سربلندی می گوید: اشکال اینجاست 
آن قطعه تعمیر می شود و دستگاه بار دیگر به کار می افتد. مهندس دستمزد خود را ۵۰۰۰۰ دلار معرفی می کند.

حسابداری تقاضای ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفی می کند و او بطور مختصر این گزارش را می دهد:
بابت یک قطعه گچ: ۱ دلار و بابت 
دانستن اینکه ضربدر را کجا بزنم: ۴۹۹۹۹ دلار
 
 
 
کیفیت و استانداردهای ژاپنی ها
چند سال پیش، آی بی ام تصمیم گرفت که تولید یکی از قطعات کامپیوترهایش را به ژاپنیها بسپارد.
در مشخصات تولید محصول نوشته بود سه قطعه معیوب در هر ۱۰۰۰۰قطعه ای که تولید می شود قابل قبول است. هنگامیکه قطعات تولید شدند و برای آی بی ام فرستاده شدند، نامه ای همراه آنها بود با این مضمون
مفتخریم که سفارش شما را سر وقت آماده کرده و تحویل می دهیم.
برای آن سه قطعه معیوبی هم که خواسته بودید خط تولید جداگانه ای درست کردیم و آنها را فراهم ساختیم
امیدواریم این کار رضایت شما را فراهم سازد.
 
 
 
جراح قلب و تعمیر کار
روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد.
تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت:
من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم. در حقیقت من آن را زنده می کنم. حال چطور درامد سالانه ی من یک صدم شماست.

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درامدت ۱۰۰برابر شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی


 
 
آدمها
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱
 
آدمها…..
 
 
آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند
 
آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های کوچک بی دردند
 
آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند
 
آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند
 
آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند
 
آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های کوچک مسئله ندارند
 
آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند
 

 
 
محدودیت
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۱
 


درمتن زیر نتیجه ی آزمایشات ِایجاد محدودیت برای برخی موجودات
زنده عنوان شده، بسیار جالب است ، حتما بخوانید،
 براستی آنچه تا کنون درباره
ناتوانیهای ما به ما گفته شده و سانسور و خفقان چه تاثیر عمیق و پنهانی بر ما
ذهن ما دارد**: *
    *نتیجه آزمایشات بر حیوانات به سادگی به ما نشان می دهند که چطور
محدودیتهای ذهنی تحمیل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می گذارد. آزمایشات انجام
شده بر** **کَک، فیل و دلفین** **مثال خوبی هستند**:*
*ککها** حیوانات کوچک جالبی هستند آنها گاز** **می گیرند و خیلی خوب می پرند
آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند** .**اگر یک **کک** را در ظرفی
قرار دهیم از آن بیرون می پرد . پس از مدتی روی ظرف را سرپوش می گذاریم تا
ببینیم چه اتفاقی رخ می دهد .** *
*کک می پرد و سرش به در ظرف می خورد و  پایین می افتد . دوباره می** **پرد و
همان اتفاق می افتد! این کار مدتی تکرار میکند . سر انجام در ظرف را بر می
داریم و کک** **دوباره می پرد ولی فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده درست
است و** **محدودیت فیزیکی رفع شده است ولی** **کک فکر می کند این محدودیت
همچنان ادامه دارد!*
*فیلها** را می توان با محدودیت ذهنی کنترل** **کرد .*
*پای فیلهای سیرک را در مواقعی که نمایش نمی دهند می بندند . بچه فیلها را با
طنابهای بلند و فیلهای بزرگ را با طنابهای کوتاه به نظر می آید که باید بر عکس
باشد زیرا فیلهای پرقدرت به سادگی می توانند میخ طنابها را از زمین بیرون
بکشند ولی این کار را نمی کنند ! *
*علت این است که آنها در بچگی طنابهای بلند را کشیده اند و سعی کرده اند خود
را خلاص کنند و** **سرانجام روزی تسلیم شده دست از این کار کشیده اند**!
**از آن پس آنها تا انتهای طناب می روند و** **می ایستند آنها این محدودیت را
پذیرفته اند.*
*دکتر ادن رایل یک فیلم آموزشی در مورد محدودیتهای تحمیلی تهیه کرده است . نام
این فیلم **"**می توانید بر خود غلبه کنید " **است *
*در این فیلم یک نوع **دلفین** در تانک بزرگی از آب قرار می گیرد نوعی** **ماهی
که غذای مورد علاقه دلفین است نیز در تانک ریخته می شود .*
*دلفین به سرعت** **ماهیها را می خورد . دلفین که گرسنه می شود تعدادی ماهی
دیگر داخل تانک قرار میگیرند ولی این بار در ظروف شیشه ای دلفین به سمت آنها
می آید ولی هر بار پس از** **برخورد با محافظ شیشه ای به عقب رانده می شود پس
از مدتی دلفین از حمله دست می کشد** **و وجود ماهیها را ندیده می گیرد .*
*محافظ شیشه ای برداشته می شود و ماهیها در داخل** **تانک به حرکت در می آیند
آیا می دانید چه اتفاقی می افتد ؟ دلفین از گرسنگی می میرد** **غذای مورد
علاقه او در اطرافش فراوان است ولی محدودیتی که دلفین پذیرفته است او را** **از
گرسنگی می کشد .*
*از آنجا که نحوه ی عملکرد مغز جانوران از این نظر بسیار شبیه به هم است ما
می توانیم از این آزمایشات بفهمیم که ما هم محدودیت هایی را می پذیریم که
واقعی نیستند.*
*به ما می گویند یا ما به خود می گوییم نمی توان فلان کار را انجام داد و این
برای ما یک واقعیت می شود محدودیتهای ذهنی به محدودیتهای واقعی تبدیل می شوند
و به همان محکمی! *
*باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که:*
*چه مقدار از آنچه ما واقعیت** **می پنداریم، واقعیت نیست بلکه پذیرش ماست؟*


  __._,_


--
همچنان طاقت فرسوده شدن با من نیست ‏!‏


 
 
پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۱
 

پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت :
))خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟ ((
خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت .
پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد.
رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت.
سپس نشست و منتظر ماند.
چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد .
پیر زن با عجله به طرف در رفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود .
پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد
پیر زن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.
نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد. پیر زن دوباره در را باز کرد.
این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد .
پیر زن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه بر گشت
نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا در آمد .
این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بودزن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد .
پیر زن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیر زن را دور کرد.
شب شد ولی خدا نیامد پیرزن نا امید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید .
پیرزن با ناراحتی گفت:
))خدایا مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی اومد ؟((
خدا جواب داد :
)) بله من سه بار آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی ((
 
همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن
همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن
زمدینه تا به کعبه سر وپا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک به گفته باز کردن
شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن
طلب گشایش کار ز کارساز کردن
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
 "شیخ بهایی

 
 
91/8/19
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
91/8/13
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
ابر تورم
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱
 
استیو هانکه (استاد اقتصاد کاربردی در دانشگاه جان هاپکینز و عضو ارشد موسسه کیتو در واشنگتن)
ترجمه: سیاوش صفوی
 
من برای ماه‌ها سقوط ریال ایران را از طریق تعقیب نرخ تبدیل ارز بازار سیاه (بازار آزاد) در صرافی‌های تهران دنبال کرده‌ام. با استفاده از آخرین اطلاعات، من اکنون تخمین می‌زنم که ایران در حال تجربه ابرتورم -افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمت‌ها در هر ماه- است.
در روزهای اخیر، ایرانیان نارضایتی خود از سقوط ریال را به خیابان‌ها کشانده‌اند. در پاسخ، دولت ایران تظاهرکنندگان را به شدت سرکوب کرده بازار سیاه ارز تهران را توقیف کرده است. به علاوه به طور موثری عرضهٔ اطلاعات اقتصادی قابل اطمینان را از دسترس خارج کرده است. در نتیجه نسبت نویز به سیگنال* که معمولا در سپهر اقتصادی ایران بسیار پایین است، اکنون از حد همیشگی نیز پایین‌تر است.
برای بررسی آن من یک فرم اطلاعات از ۱۰ موضوع مهمی که باید درباره ابرتورم ایران بدانید تهیه کرده‌ام.
۱- ایران در حال تجربه ضمنی یک نرخ تورم ماهانه ۶۹.۶ درصدی است.
برای مقایسه، در ماه پیش از فعال شدن تحریم‌ها (ژوئن ۲۰۱۰) نرخ تورم ماهانه ۰.۶۹۸% اعلام شده بود.
۲- ایران در حال تجربه ضمنی نرخ تورم سالانه ۱۹۶ درصدی است.
برای مقایسه، در ژوئن ۲۰۱۰ نرخ تورم سالانه ۸.۲۵% اعلام شده بود.
۳- نرخ کنونی تورم نشان دهنده دوبرابر شدن قیمت‌ها در هر ۳۹.۸ روز است.
برای برخی کالاهای خاص، مانند مرغ، دوبرابر شدن قیمت‌ها ممکن است سرعت بیشتری داشته باشد.
۴- نرخ کنونی تورم نشان دهنده نرخ تورم روزانه‌ای برابر با‌ ۱.۷۸% است.
آن را با ایالات متحده که نرخ تورم سالانه آن ۱.۶۹% است مقایسه کنید.
۵- از زمان آغاز ابر تورم، شاخص فلاکت** تخمین زده شده هانکه در ایران افزایش سرسام‌آوری داشته و از ۱۰۶ در ۱۰ سپتامبر به ۲۳۱ در دوم اکتبر رسیده است.
نمودار پایین را ببینید.
 
 
۶- ایران اولین کشور خاورمیانه است که ابرتورم را تجربه می‌کند. هفتمین کشور مسلمان که ابرتورم را تجربه کرده است.
۷- ابرتورم ایران سومین ابر تورم قرن ۲۱ است.
اولین آن‌ها زیمباوه در سال ۲۰۰۸ و دومین ابرتورم در کره شمالی بود که از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ ادامه داشت.
۸- از زمان آغاز تحریم‌ها در جولای ۲۰۱۰ ارزش ریال ۷۱.۴% کاهش داشته است.
در جولای ۲۰۱۰ نرخ تبدیل ریال به دلار در بازار سیاه به نرخ دولتی آن یعنی ۱۰۰۰۰ ریال در برابر دلار بسیار نزدیک بود. آخرین گزارش از نرخ تبدیل بازار سیاه ۳۵۰۰۰ ریال در برابر دلار در دوم اکتبر بوده است.
۹- با نرخ تورم ماهانه کنونی، ابرتورم ایران در رده ۴۸ بد‌ترین ابرتورم‌های تاریخ قرار می‌گیرد.
ایران در حال حاضر به ارمنستان بسیار نزدیک است که در ژانویه ۱۹۹۲ نرخ تورم آن با ۷۳.۱% به اوج خود رسید.
۱۰- ریال ایران اکنون کم‌ارزش‌ترین ارز جهان است.
در سپتامبر ۲۰۱۲، ریال از شیلینگ سومالی که در حال حاضر نرخ تبدیلی برابر با ۲۲۰۰۰ در برابر دلار دارد پایین‌تر آمد.
 
* نسبت نویز به سیگنال: در اقتصاد قیمت‌ها در نقش سیگنال عمل می‌کنند تا ارزش منابع کمیاب و استفادهٔ کارا از این منابع را نشان دهند. معمولا از مالیات به عنوان نویز برای انحراف قیمت‌ها یاد می‌شود. از آنجایی که تورم به عنوان نوعی مالیات بر نگاهدارنده پول تحمیل می‌شود، هر چه مالیات تورمی بالا‌تر باشد قیمت‌ها از سیگنال صحیح خود دور‌تر می‌شوند و هر چه سیگنال‌ها منحرف‌تر شوند قیمت‌ها در تخصیص بهینهٔ منابع ناکارآمد‌تر می‌شوند.
** شاخص فلاکت، شاخصی اقتصادی است که از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم تشکیل شده است. نرخ بالا‌تر بیکاری همراه با تورم فزآینده، هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی برای یک کشور پدید می‌آورد. از این شاخص برای اهمیت سیاسی شرایط اقتصادی و همچنین اطمینان مصرف کننده استفاده می‌شود.

 


 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
چه کسی میگوید که گرانی شده است
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
دایره های روح
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱
 

 

افلاطون گفته روح دایره است;
من دایره های روحم را کشف کردم
5 دایره دور روحم کشیدم

و خودم را مرکز این دایره ها قرار دادم
مگر نمی خواستم خودم را کشف کنم؟؟؟
پس مرکز آن دایره ها خودم بودم

در دایره اول نام افردی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من میدهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی که از دنیای من فاصله دارند و بیش ترین کشمکش را با آن ها دارم



 
 
چه بخـوریم که خوش به حـالمان شود ؟
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱
 


 اگر حسابی اعصاب‌تان به هم ریخته، موز بخورید 
زمانی که دیدید دکمه‌های لباس‌تان درست بسته نمی‌شوند، بروید سراغ موز. تحقیقات نشان داده یک موز متوسط 105 کالری و فقط 14 گرم قند دارد. همین مقدار شما را سیر کرده و قند خون را به شکل ملایمی بالا می‌برد. در ضمن همین موز 30 درصد ویتامین B6 مورد نیاز روزانه را تامین می‌کند. این ویتامین باعث می‌شود مقدار سروتونین تولید شده مغز اندکی افزایش یافته و توان مقابله با شرایط دشوار و اضطراب‌ها را در شما افزایش می‌دهد.
 اگر می‌خواهید کلیه تان سنگ نسازد، زرد‌آلود بخورید 
هشت عدد زرد‌آلوی خشک حاوی 2 گرم فیبر و فقط 3 میلی‌گرم سدیم و 325 میلی‌گرم پتاسیم است که همه این‌ها کمک می‌کنند مواد معدنی در ادرار تجمع پیدا نکرده و از تشکیل سنگ‌های اگزالات کلسیم جلوگیری شود. این سنگ‌ها شایع‌ترین نوع سنگ‌های کلیوی هستند. برای در امان ماندن از سنگ کلیه به‌خصوص اگر سابقه‌اش را دارید بقیه میان وعده‌ها را حذف کنید و برگه زردآلو بخورید.
 اگر فشار خون‌تان بالاست، کشمش بخورید 
60 عدد کشمش تقریبا می‌شود یک مشت پر که حاوی یک گرم فیبر و 212 میلی‌گرم پتاسیم است که هر دو برای کنترل فشار خون بالا در قالب یک رژیم غذایی توصیه می‌شوند. مطالعات متعددی نشان داده که پلی‌فنل‌های موجود در مواد‌غذایی مشتق از خانواده انگور مثل همین کشمش و آب انگور در حفظ سلامت قلبی عروقی تاثیر بسزایی دارند که کاهش فشار خون از آن جمله است.
 اگر از سروصدای معده رنج می‌برید، ماست بخورید

یک فنجان و نیم ماست طبیعی (کم‌چرب/پروبیوتیک) غذا را به شکل موثری از دستگاه گوارش عبور می‌دهد. از سوی دیگر ماست‌های پروبیونیک قابلیت هضم غذا به‌ویژه لبنیات و حبوبات را در روده‌ها بهبود می‌بخشند. همان‌طور که می‌دانید این غذاها عامل ایجاد گاز در دستگاه گوارشی هستند و در نتیجه با خوردن ماست از این مزاحمت دور می‌مانید.
 اگر بیش از حد سرفه می‌کنید، عسل بخورید 
در مطالعه‌ای که توسط دانشمندان آمریکایی انجام گرفته، مشخص شده 2 قاشق چای‌خوری عسل قهوه‌ای و غلیظ بسیار موثرتر از داروهای بدون نسخه ضد‌سرفه، شدت و دفعات سرفه‌های شدید را در کودکان کاهش می‌دهد. آنتی‌اکسیدان‌های موجود در عسل و عوامل ضد‌میکروبی موجود در آن التهاب بافت‌های گلو را کاهش داده و بیمار را آرام می‌کند. البته به شرطی که عسل واقعا طبیعی باشد!
 اگر همیشه احساس خستگی می‌کنید، فلفل دلمه‌ای قرمز بخورید

فلفل دلمه‌ای قرمز غنی از ویتامین C است. مطالعات نشان داده، ویتامین C بهترین ماده برای مقابله با استرس‌هایی است که به واسطه رادیکال‌های آزاد ایجاد می‌شوند. از سوی دیگر ویتامین C در عین برطرف کردن خستگی، نقشی اساسی در سوخت و ساز آهن برعهده دارد که به بدن کمک می‌کند اکسیژن بیشتری وارد جریان خون شود. کمبود اکسیژن یکی از اصلی‌ترین دلایل خستگی و ضعف بدنی است. 
 اگر می‌ترسید سرطان معده بگیرید، کلم بخورید 
مطالعه‌ای که در سال 2002 در دانشگاه جانز‌هاپکینز صورت گرفته نشان داده، یک ترکیب بسیار قدرتمند موجود در کلم به نام سولفورافان، هلیکو‌باکتر پیلوری(باکتری عامل زخم معده و روده) را پیش از ورود به دستگاه گوارش تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد و از کار می‌اندازد و حتی شاید در پیشگیری از ایجاد سرطان‌های دستگاه گوارش هم موثر باشد. یک فنجان پر از کلم 34 کالری دارد و 3 گرم فیبر و 75 درصد از نیاز روزانه به ویتامین C را تامین می‌کند. 
 اگر مشکل سخت دارید، انجیر بخورید
4 عدد انجیر خشک 3 گرم فیبر دارد که باعث تنظیم حرکات روده بزرگ و دفع بهتر می‌شود. خوردن این میوه باعث پیشگیری از عود مجدد هموروئید می‌شود. همچنین این مقدار انجیر 5 درصد پتاسیم و 10 درصد منگنز مورد نیاز روزانه را تامین می‌کند. 
 اگر دارای مشکلات شکمی هستید، ریحان بخورید 
مطالعات نشان داده، ماده شیمیایی اوژنول موجود در ریحان باعث از بین رفتن و پیشگیری دل درد، حالت تهوع، کرامپ‌های شکمی یا اسهال می‌شود. علت این موضوع از بین رفتن برخی از باکتری‌ها از جمله سالمونلا و لیستریا توسط اوژنول است. اوژنول یک ماده ضد‌اسپاسم است که می‌تواند باعث بهبود کرامپ‌های شکمی شود. هر طور که دوست دارید ریحان را بخورید. 
 اگر دچار کم‌خوابی هستید، گوشت بوقلمون بخورید

حدود 85 گرم گوشت بوقلمون تقریبا حاوی کل تریپتوفان مورد نیاز روزانه بدن است. اسید آمینه تریپتوفان ماده‌ای ضروری است که باعث تولید سروتونین و ملاتونین می‌شود که هر دوی این‌ها باعث تنظیم خواب می‌شوند. مطالعات نشان داده افرادی که از بی‌خوابی یا کم‌خوابی رنج می‌برند دچار کمبود تریپتوفان هستند. 
 اگر می‌خواهید از کسالت دور شوید، ماهی تن بخورید
85 گرم از ماهی تن کنسرو شده حاوی حدود 800 میلی‌گرم امگا3 است. محققان معتقدند، امگا3 باعث رفع کسالت روحی و پیشگیری از اضطراب و بالارفتن روحیه می‌شود. اسیدهای چرب موجود در ماهی، توسط متخصصان تغذیه با عنوان درمانی موثر برای افسردگی توصیف شده است. خوردن ماهی تن با مقدار کمی نان تاثیر بهتری دارد چون کربوهیدرات موجود در نان، سروتونین خون را افزایش داده و باعث بهبود روحیه و دور شدن احساس کسالت می‌شود. 
 اگر همیشه از حالت تهوع رنج می برید، چای زنجبیلی بخورید 
مطالعات متعددی نشان داده، یک‌چهارم قاشق چای‌خوری پودر زنجبیل، نصف قاشق چای‌خوری ریشه خرد شده زنجبیل یا یک فنجان چای زنجبیل باعث کاهش حالت تهوع ناشی از بیماری حرکت و حالت تهوع سفر و بارداری می‌شود. محققان هنوز به‌درستی نمی‌دانند چه ماده‌ای در زنجبیل باعث سرکوب حالت تهوع می‌شود اما به‌هرحال این ماده بی‌خطر بوده و فاقد عوارض جانبی معمول داروهای ضد‌تهوع است.
 اگر دچار سوزش معده هستید، چای بابونه بخورید 
چای بابونه باعث بهبود التهاب، اسپاسم و گاز دستگاه گوارش می‌شود. 2 قاشق چای‌خوری بابونه را به‌مدت 20 دقیقه در آب جوش دم کنید و کمی که خنک شد میل کنید. برای برطرف شدن این مشکل لازم است چند بار در روز چای بابونه بخورید.


 
 
یک نگاتیو را فقط با مغزتان ظاهر کنید!
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱
 

روی نقاط رنگی روی بینی در عکس تمرکز کنید، تا ۳۰ بشمارید، حالا به دیوار یا سقف سفید رنگ یا هر جایی که سفید یکدست باشد نگاه کنید و شروع به پلک زدن کنید.
تبریک! شما فقط بامغزتان یک نگاتیو را ظاهر کردید!


 

 
 
91/7/5
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱
 

استاد مرادی واستادزمانی تولد مبارک


 
 
1 میلیون دلار طی 4 سال صرف درمان محل گزش یک عنکبوت
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩۱
 

این دختر دانش آموز بیش از 1 میلیون دلار طی 4 سال صرف درمان محل گزش یک عنکبوت کرده است."جین همفران" تاکنون حداقل 20 عمل جراحی انجام داده و بارها خونش را تصفیه کرده است . وی 4 سال پیش توسط یک عنکبوت گزیده شده و پزشکان هنگام معاینه او متوجه شدند که هردوپای او توسط این حشره گزیده شده است . این مسئله به قدر جدی بود که گفته میشد ممکن است وی یک پایش را از دست بدهد و او برای اجتناب از این مسئله 1 میلیون دلار هزینه کرد.
 
او میگوید هرگز تصور نمیکرده است نیش یک حشره تا این اندازه زندگی او را دچار درد سر کند. این اتفاق درست بعد از فارغ التحصیل شدن او از مدرسه رخ داد. یک شب تابستانی او در رختخواب متوجه تورم غیر عادی زانویش شد و گمان میکرد این مسئله مربوط به جراحتی است که هنگام دویدن در پای او بوجود آمده است بنابراین فردای آن روز به فیزیوتراپی مراجعه کرد و آنجا بود که پزشک متوجه شد این مسئله مربوط به نیش یک حشره است و سریعا او را به اورژانس منتقل کرد.

او بلافاصله بستری شد و پزشکان سعی کردند با پیوند پوست و تصفیه خون زهر این حشره را از ناحیه زانوی او تخلیه کنند اما با 50 بار تصفیه خون و بیش از 30 بار پیوند پوست و 20 عمل جراحی مختلف طی 4 سال این دختر همچنان با درد این زخم کهنه دست به گریبان است.پزشکان احتمال میدهند که این حشره نوعی عنکبوت سمی بسیار نادر قهوه ای بوده است و سم او به قدری زیاد است که حتی به استخوان زانوی جین هم آسیب زده و حتی پزشکان را بر آن داشت تا به احتمال قطع کردن پای وی هم بیاندیشند.
 
او میگوید: این حشره به قدری کوچک است که اگر من او را میدیدم به راحتی قادر به کشتنش بودم اما اینک این حشره کوچک تمام زندگی مرا از من گرفته است و من بیشتر اوقاتم را در بیمارستان میگذرانم. گفتنی است علاوه بر صرف 1 میلیون دلار هزینه وی مدت 1300 روز در بیمارستان بستری بوده است.


 
 
جانوران غول پیکر
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
کم‌هزینه‌ترین لذت‌های دنیا
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩۱
 

 

۴۰ + ۱ مورد از کم‌هزینه‌ترین لذت‌های دنیا
از شما دعوت می‌کنیم چهل + یک مورد از کم‌هزینه‌ترین لذت‌های دنیا را که در عین حال نتایج ماندگاری بر حال و حس شما دارند، در ادامه بخوانید. این لذت‌ها چنان به روح ما نزدیک هستند که حتی فقط با خواندن هر کدام از آنها، احساس می‌کنید حالتان چقدر بهتر شده است؛ اجرا کردن آنها که دیگر کولاک می‌کند!1
 
۱ـ گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
۲ـ سعی کنیم بیشتر بخندیم.
۳ـ بیشتر شکر کنیم و کمتر گله کنیم.
۴ـ با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
۵ـ گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
۶ـ بیشتر دعا کنیم.
۷ـ در داخل آسانسور و راه پله و... با آدم‌ها صحبت کنیم.
۸ـ هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
۹ـ لذت عطسه کردن را حس کنیم.
۱۰ـ قدر این‌که پایمان نشکسته است را بدانیم.
۱۱ـ زیر دوش آواز بخوانیم.
۱۲ـ سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد، با بقیه فرق داشته باشیم.
۱۳ـ گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
۱۴ـ با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
۱۵ـ برای انجام کارهایی که ماه‌ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!
 ۱۶ـ از تفکر دربارۀ تناقضات لذت ببریم.
۱۷ـ برای کار‌هایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم.
۱۸ـ مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و...) برای خودمان جمع‌آوری کنیم.
۱۹ـ در یک روز برفی با خانواده آدم‌برفی بسازیم.
۲۰ـ گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهی‌ها باشد چه بهتر :)
۲۱ـ گاهی از درخت بالا برویم.
۲۲ـ احساس خود را دربارۀ زیبایی‌ها به دیگران بگوییم.
۲۳ـ گاهی کمی پابرهنه راه برویم!
۲۴ـ بدون آن‌که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده‌روی کنیم.
۲۵ـ وقتی کارمان را خوب انجام دادیم، مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم :)
۲۶ـ در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا کنیم.
۲۷ـ سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به‌طور فعال گوش کنیم.
۲۸ـ رنگ‌ها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم.
۲۹ـ وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.
۳۰ـ زیر باران راه برویم.
۳۱ـ کمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش کنیم.
۳۲ـ قبل از آن‌که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیۀ خود باشیم.
۳۳ـ چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
۳۴ـ گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.
۳۵ـ هرگز شوخ‌طبعی خود را از دست ندهیم.
۳۶ـ احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.
۳۷ـ به دنیای شعر و ادبیات نزدیک‌تر شویم.
۳۸ـ گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همۀ اعضای خانواده لذت ببریم.
۳۹ـ تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.
۴۰ـ از هر آن‌چه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم؛ ممکن است فردا دیر باشد.
 

 
 
جالب
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ آبان ۱۳٩۱