کوهستان

گروه کوهنوردی آدینه(آخرین روز هفته وروز خوش)

فقط در ایران
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢
 


 
 
92/1/25
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢
 


 
 
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٢
 


    حاصل عشق مترسک به کلاغ، مرگ یک مزرعه بود!
     
    -----------------------------------------------------------------------
     
    گفت: چند سال داری؟
    گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند ساله‌ام!
     
    -----------------------------------------------------------------------
     
    گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند!
     
    -----------------------------------------------------------------------
     
    دیوانگی یعنی ادامه دادن همان رفتار و مسیر همیشگی و انتظار نتیجه متفاوت داشتن!
     
    -----------------------------------------------------------------------
     
    شرط دل دادن دل گرفتن است، وگرنه یکی بی دل می‌شود و دیگری دو دل!
     
    -----------------------------------------------------------------------
     
    پروانه گاهی فراموش می‌کند که زمانی کرم بوده است و کرم نمی‌داند که روزی به پروانه‌ای زیبا بدل خواهد شد...
    فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست!
     
    -----------------------------------------------------------------------
     
    روزانه هزاران انسان به دنیا می‌آیند...
    اما انسانیت در حال انقراض است!
     
    -----------------------------------------------------------------------
     
    وقتی آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد چتر باز میکنن...
    وقتی میگن پرنده رو دوست داریم ولی تو قفس نگهش میدارن...
    باید از دوست داشتن آدما ترسید!

    تنها اتاقی همیشه مرتبه و همه چیز سر جاش می‌مونه، که توش زندگی نکنی!
    اگه زندگیت گاهی آشفته میشه و هیچی سر جاش نیست، بدون هنوز زنده‌ای!
    اما اگر همیشه همه چی آرومه و تو چقدر خوشحالی! یه فکری برای خودت بکن!
     
    -----------------------------------------------------------------------
     
    هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی، احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر می‌شود!
    
    


 
 
پیکان17890تومان
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٢
 


 
 
وصیتنامه بسیار زیبای وحشی بافقی
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٢
 

وصیتنامه بسیار زیبای وحشی بافقی
..........
روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلم تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت


 
 
92/1/9
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ فروردین ۱۳٩٢
 


 
 
غار پراو
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٢
 

غار پَراو (= پر آب) نام غاری در کوه پراو در دوازده کیلومتری شمال شرق شهر کرمانشاه و در میان کوه طاق بستان و کوه بیستون و در جنوب منطقه‌ای به نام میدان پراو که در ۳۰۰ متری پایین قله شیخ علیخان یا قله پراو قرار دارد، غار پرآو که 40 سال پیش در زمان اکتشاف بزرگترین غار عمودی دنیا بوده است و به همین دلیل لغب اورست غارهای جهان را به آن اطلاق کردند، دومین اثر طبیعی ملی کرمانشاه است؛ در سال ۱۳۸۸ توسط سازمان حفاظت محیط زیست ایران به ثبت رسید.[۱][۲] امروزه غارهای عمیق بسیاری در جهان یافت شده اند که بسیار عمیق تر از غار پرو هستند و غار پرو را در لیست عمیق ترین غار های جهان به رتبه ی 212 تنزل داده اند. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد غار پراو وجود دهانه آن در ارتفاع سه هزار متری از سطح دریا است که این بالاترین سطح در بین تمام غارهای دنیا می‌باشد.

موقعیت

غار پَراو در حدود دوازده کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه، در نزدیکی روستای چالابه بر بلندای ۳۰۵۰ متری کوه پراو یکی از بلندترین قله‌های (بلندترین قله استان کرمانشاه شاهو است) استان کرمانشاهان (با ارتفاع ۳۳۵۷ متر از سطح دریا) و در کنار میدان جنوبی قله کوه پراو از رشته کوه زاگرس قرار دارد.

مشخصات غار

عمق غار پراو ۷۵۱ متر و طول آن ۱۴۵۴ متر می‌باشد. تعداد ۲۶ حلقه چاه دارد و عمیق‌ترین چاه، چاه ۱۶ است، به عمق ۴۲ متر به علت این که آب جاری شده در غار پراو حاصل ذوب شدن یخچالهای زیر زمینی غار پراو است و همینطور بخاطر ارتفاع بالای این غار برودت آب خیلی زیاد است. (بین ۳-۱ درجه سانتیگراد) و در هیچ کجای غار دما بالاتر از این نیست. بدنه و دیوار سنگی داخل غار بسیار خشن و متخلخل است و این باعث می‌شود که لباس غارنوردان در حین پیمایش سریعا پاره شود. آب سرد به لباسهای زیر و سطح بدن نفوذ می‌کند که دشواری‌های پیمایش را زیادتر می‌کند .

حوادث

این غار برای اولین بار در سال 1972 توسط یک گروه غارنورد انگلیسی تا انتها پیمایش شد. اولین تلاش جدی ایرانی ها برای پیمایش غار در سال 1368 توسط کانون کوهنوردان کرمانشاه انجام شد که به دلیل بارش باران و سرازیر شدن آب در غار ناتمام ماند. اما غارنوردان کانون کوهنوردان کرمانشاه بار دیگر در سال 1370 موفق شدند به عنوان اولین گروه ایرانی تا انتهای غار را پیمایش کنند. غار پراو با درجه سختی پیمایش «۵ دی» از دشوارگذرترین غارهای جهان به شمار می‌رود و تاکنون ۴ نفر از غارنوردان ایرانی با نام‌های سعید امینی (سال ۱۳۷۶)، امیر احمدی، ویکتوریا کیانی راد (سال ۱۳۸۱) و خلیل عبد نیکویی (۱۳۸۷) [۳] در هنگام پیمایش این غار جان خود را از دست داده‌اند.فصل بهار و تابستان بهترین موقع غارنوردی می‌باشد.

در شهریور ماه ۱۳۸۹، در جریان برنامه غارنوردی یک گروه مستقل در غار «پراو»، یکی از اعضای تیم بر اثر سقوط جان خود را از دست می دهد، جریان حادثه به شرح زیر است:

روز شنبه ۲۰ شهریور، تیمی شش نفره از شهرستان کرند غرب کرمانشاه به نام های علی بابائی، پدرام بوچانی، پرهام بوچانی، پرویز بوچانی (پدر پدرام و پرهام )، مادر پدرام و پرهام و شخصی دیگر به جهت بارگذاری غار پراو به میدان و پناهگاه پراو عزیمت می کنند.

در این پیمایش متاسفانه به دلیل استفاده از یک طناب پوسیده، پدرام بوچانی در هنگام فرود از چاه شماره‌ی ۸، با پاره شدن طناب، به پایین سقوط می‌کند و جان می‌بازد.

تابحال ۵ نفر در هنگام فرود و یا در حال بازگشت به دهانه‌ی غار جان خود را در پراو از دست داده‌اند.

 


 
 
اخلاق در عکاسی از فجایع و صحنه‌های تأثربرانگیز
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٢
 
در مورد آزمون ورودی به دانشکده عکاسی خبری نیویورک، یک لطیفه قدیمی وجود دارد، گفته می‌شود که یکی از سؤال‌ها این است:
اگر حق انتخاب داشته باشید که عکسی از یک رن و فرزندانش در حال غرق شدن در یک رود بگیرید و برنده جایزه پولیتزر شوید یا اینکه این قربانی‌ها را نجات بدهید، چه می‌کنید؟!
به این عکس نگاه کنید:
 
این عکس برنده جایزه پولتزر شده است و زوج جوانی را نشان می‌دهد که پسر دو ساله‌شان را در دریا از  دست داده‌اند.
عکاس این عکس «جان ال گرانت» است. این عکس در کتاب عکس‌های برنده جایزه که توسط خبرگزاری آسوشیتد پرس منتشر شده است، چاپ شده است.
حالا خود را جای پدر و مادری بگذارید که هم غم از دست فرزندشان را دارند و هم روز بعد باید عکسشان را در صفحات روزنامه‌های معروف و با شمارگان بالا ببینند و به طور ضمنی متهم به اهمال در مورد کودکشان شوند، آنها با این عکس متهم می‌شوند که نتوانسته‌اند، نظارت دقیقی بر فرزندشان اعمال کنند.
بنابراین این عکس می‌تواند زاویه دیگری از دغدغه‌های اخلاقی کار خبری و عکاسی را به ما بنمایاند:
- آیا روایت رخدادهای پیرامون با عکس، همیشه اخلاقی است.
- آیا باید از انعکاس بعضی چیزها علیرغم جذاب بودنشان برای جامعه خودداری کرد؟
- تا چه حد یک عکاس حق دارد در شرایط سوژه‌های عکاسی‌اش مداخله کند؟
- آیا در کار خبر و انتشار عکس باید قوانین محدودکننده‌ای اعمال کرد؟
- آیا جایز است که حق عموم مردم برای دانستن و دیدن، باعث به خطر افتادن حریم شخصی افراد شود؟
ولیوبای هوپر در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم می‌زیست، او یکی از نخستین کسانی بود که عکسبرداری از فجایع انسانی را سوژه کارها خود قرار داده بود. یکی از کارهای او عکاسی از قحطی بزرگ «مدرس» هند بود.
در آن زمان هوپر، قحطی‌زده‌ها را به صورت گروهی به استودیوی خود می‌آورد و از آنها عکس می‌گرفت.
 
بعضی عقیده داشتند که این کار هوپر در حکم بهره‌برداری غیراخلاقی از رنج انسانهاست، اما برخی‌ هم بر این باور بودند که اینگونه عکس‌ها باعث افزایش آگاهی مردم و در نهایت تخفیف مشکلات مردم می‌شود.
اما زمانی که مشخص شد هوپر، بدون هیچگونه کمکی به این انسان‌ها، شامل دادن غذا یا کمک‌های پزشکی، آنها را از استودیو به محل زندگی‌شان برمی‌گرداند، میزان یکدلی و همراهی با هوپر کاهش یافت.
در مورد این عکس قبلا در «یک پزشک» خوانده بودید، این عکس را کوین کارتر در سال ۱۹۹۳ گرفته بود.
 
در این عکس کودک نیمه‌جانی در نزدیکی یک مرکز امدادرسانی در سودان دیده می‌شود. در این عکس لاشخوری در نزدیکی کودک به انتظار مرگ او نشسته است. گفته می‌شود که کارتر حدود ۲۰ دقیقه منتظر ماند تا لاشخور بال‌هایش را باز کند تا با گرفتن عکس در این لحظه، عکسش نمود بیشتری پیدا کند، اما وقتی که کارتر دید، انتظارش بی‌ثمر است، به گرفتن عکس در همین حالت رضایت داد. لاشخور را دور کرد و محل را ترک کرد. روز بعد هم او از سودان رفت.
این عکس باعث آگاهی جهانیان از آنچه در سودان می‌گذشت، شد، اما در عین حال باعث در گرفتن بحث‌هایی در مورد محدودیت‌های عکاسی و چرایی عدم یاری‌رسانی عکاس به کودک شد.
در ان زمان «سن پترسیورگ تایمز» در مورد این عکس نوشت که عکاس با تنظیم دقیق لنز و انتظار بیست دقیقه‌‌ای‌اش، در حکم لاشخور دومی در صحنه بود.
کارتر دو ماه بعد از گرفتن جایزه پولیتزر در سال ۱۹۹۴، خودکشی کرد.
حالا به عکس دیگر نگاه کنید که «روهانی رابین» در سودان در سال ۱۹۹۸ گرفته است. در آن زمان دولت سودان، اجازه ورود کمک‌های بین‌المللی را داده بود. رابین این عکس را در پایین اردوگاه «اجیپ» گرفته بود، جایی که روزانه ۱۰۰ نفر، می‌مردند.
 
در عکس مردی غذای کودک قحطی‌زده را برداشته و در حالی که کودک چهار دست و پا به او می‌نگرد، در حال دور شدن است. عکاس اینجا باز هم ترجیح داده بود که با گرفتن عکس، حقیقت را روایت کند و نقش یک پلیس یا امدادرسان را برعهده نگیرد.
در سال ۱۹۸۹، در ورزشگاه هیلزبورو در شفلید انگلیس فاجعه‌ای رخ داد. ۹۶ نفر مردند و ۷۶۶ نفر مجروح شدند.  خیلی‌ها به خاطر له شدن در اثر فشار جمعیت مردند.
 
 
 
آیا این عکس‌ها ناراحت‌کننده باید منتشر می‌شدند؟
این عکس در سال ۲۰۱۰ در هاییتی گرفته شده است، عکاس آن پاول هانسن است و به خاطر این عکس برنده جایزه عکاسی خبری سوئد شد.
 
در این عکس پیکر نوجوان پانزده ساله‌ای به نام «فابیند کریسما» دیده می‌شود. پلیس هاییتی سه گلوله به او شلیک کرده بود. جرم کریسما دزدیدن دو صندلی پلاستیکی و یک قاب عکس بود. پلیس در آن زمان برای متوقف کردن غارتگران بعد از زلزله هاییتی وارد عمل شده بود.
جالب است که عکاس دیگری به نام «لوکاس اولنیک» هم به خاطر گرفتن عکس دیگری از پیکر کریسما برنده جایزه عکاسی دیگری در کانادا شده بود.
 
اما ناتان وبر، عکس مبتکرانه‌تری گرفته بود، عکس از عکاسانی که خوشحال از پیدا کردن یک سوژه خوب، مشغول گرفتن عکس از پیکر کریسما هستند!
 
عکس وبر باز هم این سؤال را مطرح کرد که گرفتن چنین عکس‌هایی تا چه حد می تواند اخلاقی باشد، عکاسی از پیکر کریسما، حتی زمانی که خانواده‌اش سر رسیدند و جنازه فرزندشان را بر دوش گرفتند، ادامه داشت.
 
 
 درد را از هر طرف بنویسیم درد است

 


 
 
 
نویسنده : غلامرضاخواجه ای - ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٢